آتش

همیشه زمستان در کنار آتش، برایم دلپذیرتر و دوست‌داشتنی‌تر بوده تا تابستان، چه رسد به تابستانی که شش ماهه به دنیا می‌آید و از پیش، روح را آواره‌ی جسم ِ از جان رفته می‌کند.لعنت به خورشیدِ تهران، با این همه نور داغی که می‌پاشد. نفرین بر تابستان تهران، که درازی روزهایش تمامی ندارد و از مزه‌ی چای یا … ادامه

نامه‌ای برای تو

مدت‌هاست لذتی که از صدبار شنیدن ترانه‌ها و آوازهای قدیم‌تر شجریان می‌برم، از دوبار شنیدن تصنیف‌ها و آوازهای تازه‌تر او نمی‌برم؛ حتا اگر این ترانه‌ی قدیمی را با سی سال تأخیر بشنوم یا کار جدید، آلبوم «سرود مهر» باشد. لطفاً بلندگوی کامپیوتر خود را روشن کنید تا در کنار خواندن ادامه‌ی این واگویه، ترانه‌ای بی‌نظیر بشنوید با … ادامه

کافه‌نشینی و یک دروغ

حسین سناپور: ظاهراً عادتِ «مطلب جعل کردن» را به این زودی‌ها بعضی نشریات ما ترک نمی‌کنند. بسیاری از ما یاد گرفته‌ایم که به هر نوشته‌ای جواب ندهیم و از کنار خیلی‌هاشان، که دروغ و تهمتی به‌مان می‌زنند، یا نقد کج‌وکوله‌ای ازمان می‌کنند، بگذریم. اما این‌که از زبان ما تهمت‌هایی را نثار دیگران کنند، نمی‌تواند بی‌جواب … ادامه

درباره‌ی شریرانِ مطرود نگاهی به رمان «قهرمانان و گورها» اثر «ارنستو ساباتو»

اندکی تولستوی در ظرفِ داستایفسکی«روژه مارتن دوگار» نویسنده‌ی فرانسوی و خالق رمان «خانواده‌ی تیبو» معتقد بود رمان پس از بزرگان روس، یا ادامه‌ی داستایفسکی است یا ادامه‌ی تولستوی. این نظر دوگار را زمانی خواهیم پذیرفت که موضوع تقسیم‌بندی را، نگاه به جهان پیرامون، هنگام نگاشتن رمان فرض کنیم. وگرنه از نظر ساختار و تکنیک‌های رمان‌نویسی، … ادامه

فحش‌ها را باد نمی‌برد!

کم پیش می‌آید که، برای نوشتن یادداشتی چندسطری در این‌جا، قلمم چنان در دست‌اندازهای ذهنم بیفتد که عاقبت، جمله‌ی شروعم بشود همین که خواندید. حیاتِ ادبی ایران، نه تنها از فشارهای «بیرونی» به «تنگنا» افتاده که از درون نیز «سرطان» قلم کردنِ پای برپادارندگان آن، به جانش افتاده و، خود به دست خویش کلنگ برداشته‌ایم … ادامه

«نگره»، دفتر دوم منتشر شد

دفتر دوم «نگره» که به نقد کتاب‌های منتشرشده در هر فصل، با زمینه‌ی ادبیات داستانی اختصاص دارد، منتشر شد. این دفتر را که زیر نظر فتح‌الله‌ بی‌نیاز، شهلا زرلکی و مسعود میرزایی منتشر شده، در کتاب‌فروشی‌ها می‌توانید بیابید.از‌ کتاب‌های نقد شده در این مجموعه، می‌توان به «فانتوماس علیه خون‌آشام‌های چند ملیتی» اثر خولیو کورتاثار، ترجمه‌ی … ادامه

در ستایش و نکوهشِ «صفت»

در تازه‌ترین یادداشت انتقادی سیاسی فاطمه رجبی، که متنی چهل ـ پنجاه سطری‌ست، بیش از چهل «صفت»  و «قید» به کار رفته. این نشانه‌ی چیست؟ در جدل‌های مکتوبِ سیاسی، اجتماعی و حتا فرهنگی، حتا اگر هیچ شناختی از موضوع نداشته باشیم، یا از دو طرفِ دعوا، همین که تعداد «صفت»های موجود در دو متن را … ادامه

پاسخ عبدالله کوثری به منتقدان بی‌نام و نشان او در خوابگرد

شانزدهم اردیبهشت امسال، در جایزه‌ی «روزی روزگاری»، از عبدالله کوثری، مترجم بیش از ۴۰ اثر ادبی، تقدیر شد. از آن روز، برخی مترجمان، بدون ذکر نام، بحثی را آغاز کردند در کامنت‌های این‌جا، درباره‌ی کیفیت ترجمه‌ی عبدالله کوثری از رمان «گفت‌وگو در کاتدرال»، که دامنه‌اش کشیده شد به کیفیت ترجمه‌ی کاوه میرعباسی از ترجمه‌ی «نادیا»، و بعد … ادامه

هم‌دلی با سیدضیاء قاسمی

از جزییات قانون بازگشتِ مهاجران افغان، آگاهی ندارم، ولی دیروز که شنیدم سیدضیاء قاسمی، شاعر، منتقد و نویسنده‌ی افغان هم، بر خلافِ میل خود، باید به افغانستان بازگردد، دلم گرفت. عجیب است که در این قانون، هیچ امکانی برای ادامه‌ی زندگی اهل فرهنگ افغان در ایران پیش‌بینی نشده. سیدضیاء قاسمی بیش از بیست سال است … ادامه