گفت‌وگوی دلارام با دلارهام!

ـ خطاب درویشانه‌ی سعدی به کیست در این بیت، «ای روی دُلارایت مجموعه‌ی زیبایی / مجموع چه غم دارد از من که پریشانم»؟ ـ سعدی، با این‌همه دلارِ چشم‌درآر، درویشی‌اش کجا بود: «هرکه دلارام دید از دلش آرام رفت.» تازه آن‌قدر جانش به دلارهایش بسته است که از بین داعش و دلار ترجیح می‌دهد به … ادامه

تن‌های تنها در تن تنهایی

«اگر این خیال‌ها نبود، اگر جادوی موسیقی نبود، اگر بشر آن‌قدر سرگرم چرخ و باروت و آب می‌شد که سازها را کشف نمی‌کرد، تمام آدم‌ها یکجا دق می‌کردند و می‌مردند.» اگر قرار باشد فقط یک جمله از رمان تن تنهایی را بیرون بکشم برای معرفی آن، همین یک جمله است. که اگر نبود جادوی موسیقی، … ادامه

دشواره و دشوارگی به جای پروبلماتیک

چکیده: پروبلماتیک در انگلیسی هم صفت است و هم اسم. در فارسی، یا خودش را به کار می‌برند یا معادل‌‌هایی نارسا یا ناتوان مثل مشکله. در این متن، برابرنهادِ دشواره و دشوارگی به‌طور خاص برای پروبلماتیکِ اسم پیشنهاد شده است. رضا شکراللهی: به‌گمانم یک سال پیش بود که مچ‌گیران غلط‌های املایی و رسم‌الخطی در فضای مجازی … ادامه

در ستایش عمه

عمه‌ای دارم بس مهربان به نام همیشه‌تازه‌ی مریم، که اگر کتاب مزخرفات فارسی را خوانده باشید، با او آشنا شده‌اید. همان کهن‌سالِ خوش‌تعریفِ هنوزروستانشین که در بحث «حشو قبیح» در کتاب مزخرفات فارسی از زبان او مدد گرفتم. زبانش ترکیِ محلی است، ولی ما بچه‌های کاکایش را که می‌بیند، فارسی‌ترکی حرف می‌زند بس شیرین. گفته … ادامه

غزل اصفهانی

تو دری مچد، دلی من دسد نه می‌شد کندد، نه می‌شد بسد روزی عاشورا، عرقی جلفای نه می‌شد خوردد، نه می‌شد نسد تو گلی غمزه‌ی جلو چشمی دل نه می‌شد بود کرد، نه می‌شد دس زد دلی من گربه‌س، سنبلتیفم شنیده‌س بودا، آ شده‌س مسد نیمیگم اصی نبودم عاشق ولی عشقی تو همه را پس … ادامه