علی اکبر سعیدی سیرجانی و نثر و زبانش

علی‌اکبر سعیدی سیرجانی به‌روایتِ کاوه لاجوردی: چند روز است سخت به‌یادش هستم. این را می‌نویسم تا رها شوم و حال‌ام بهتر شود. نوشته‌ای است شخصی از فردی که آکادمیک نیست و دارد در وبلاگِ شخصیِ خودش می‌نویسد. حافظه‌ی من شاید در بعضی جزئیات یا بعضی امورِ غیرجزئی تصرف کرده باشد، و الآن هم مایل/قادر نیستم جزئیات را … ادامه

سرگذشتِ مترجمِ محکوم به اعدام؛ نجف دریابندری

رضا شکراللهی: اگر حدود صد سال پیش که نجف دریابندری هنوز به دنیا نیامده بود، پدر بوشهری‌اش در بصره پیشنهاد انگلیسی‌ها برای گرفتن تابعیت عراق را می‌پذیرفت و همان‌جا می‌ماند به کار راهنمایی کشتی‌هایی خارجی و به آبادان نمی‌رفت، شاید این‌روزها خبر درگذشت پسرِ آن پدر که بعدها در آبادان به دنیا آمد، هیچ اهمیتی … ادامه

ساختن دلتنگی با چند دال

جستاری به‌قلم سحر سخایی در باب دلتنگی، ساختن و ویرانی ۱ـ چهار سالگی چندتا خمیر بازی می‌دادند دست‌مان و می‌گفتند یک چیزی درست کنیم. اسم مسئول کلاس ما در آن مهد‌کودکِ کسالت‌بار را یادم نیست، اما یادم هست که مجبور بودیم خاله فلانی صدایش کنیم. همه آن‌جا خاله بودند. تمام آن دخترانِ جوان یا میان‌سالِ … ادامه

بنی آدم اعضای یکدیگرند یا اعضای یک پیکرند؟

بحث بر سر این‌که سعدی گفته است بنی آدم اعضای یکدیگرند یا اعضای یک پیکرند، بحث تازه‌ای نیست و استادان ادبیات و مصححان در گذشته درباره‌اش نکاتی گفته‌اند، ولی این‌که ناکارشناسان در شبکه‌های اجتماعی، هرازگاه، بر سر این موضوع بحث کنند و حتا کار به پافشاریِ دل‌بخواهی بکشد بر سر این‌که سعدی گفته است بنی … ادامه

درباره‌ی کلاسیک‌ها و دیداری کوتاه با سعدی در آینه‌ی فردوسی

به مناسبت یکم اردیبهشت ماه، روز سعدی مهری بهفر: «تو دیدی هیچ ماهی را که او شد سیر از این دریا؟» همان‌طور که ماهی از آبی که همهٔ دنیایش را ساخته است و زندگی‌اش بدان بازبسته است سیر نمی‌شود، ما هم غوطه‌وریم  در آبِ کلامِ کلاسیک‌ها و هیچ‌گاه هم این آثار را شرح و بیانِ … ادامه

حشمت‌الله کامرانی اجازه ندارد که بمیرد…

«حشمت‌الله کامرانی» مُرده است. حالا و چند روز بعد از فوتش، خبر را در تلگرام می‌خوانم. عدد مرگ‌ها آن‌قدر زیاد شده که مرگ او، نه شوکه‌کننده و نه غمگین، درج شده. کاش برای خانواده‌ی حشمت‌الله کامرانی – اگر چنین چیزی داشته – نیز همین‌طور باشد؛ یک مرگ معمولی، گم‌شده در ازدحام مرگ‌های کرونایی. اسمش را … ادامه

نامه‌ی هنوزتازه‌ی پرویز ناتل خانلری به فرزندش

پرویز ناتل خانلری و همسرش زهرا کیا (خانلری) پرویز ناتل خانلری در شبی از شب‌های سال ۱۳۳۰، پس از آن‌که پسر خردسالش را می‌خواباند، می‌نشیند به نوشتن نامه‌ای برای او. آن زمان در تصورش هم نمی‌گنجید که خواننده‌ی اصلی نامه‌اش پیش از آن که ببالد تا بتواند روزی نامه را در کنجی بیابد و بخواند، … ادامه

در بحران کرونا کدام طرف بایستیم؛ اخلاق یا قانون؟

کرونا؛ میدان نبرد ایدئولوژی‌ و علم، تنگنای قانون و اخلاق یادداشتی از دکتر محمود دهقانی استاد دانشگاه و روانشناس بالینی «در رفتار با بیمارتان همیشه به یاد داشته باشید که بیمار شما حداقل عزیزترین فرد یک یا شاید چند نفر در این جهان است. بنابراین وظیفه‌ی شماست که نه‌تنها تمام تلاش خود را برای نجات … ادامه

شما شوآف کنید، ما همچنان پز می‌دهیم!

رضا شکراللهی: آمدم، به‌رسم پز دادن، این عکس را از ناهارمان (شامیِ رشتی با نان بربری خانه‌پز) بگذارم در فجازی* که یادم افتاد به کلمه‌ی شوآف که چند سالی است رایج شده به‌جای «پز». مقصودم به‌طور مشخص کاربرد اجتماعی این کلمه در شبکه‌ها، به‌خصوص اینستاگرام، است که کاربران و خصوصاً چهره‌های مشهور مجازی با انتشار … ادامه