داستان «قبل از خواب چراغ‌ها را خاموش می‏‌کنم»، حسام انوری

دیگر هیچ کاری از دست من ساخته نبود. فرامرز آمد صندلی عقب ماشین درست کنار دست من نشست و از آن طرف یوسف خان هم که یک ربع تمام توی ظل آفتاب داد زده بود “انقلاب” و گلوی خودش را جر داده بود، با لنگ عرق‌های پیشانی‌اش را خشک کرد و همان را پرید پشت … ادامه

فراخوان سومین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی بهرام صادقی

مهلت شرکت در سومین دوره‌ی جایزه بهرام صادقی به پایان رسیده است سومین دوره‌ی جایزه بهرام صادقی برای داستان کوتاه را، در دو بخش هیئت داوران و داوری خوانندگان، از امروز آغاز می‌کنیم. استقبال داستان‌نویسان از دوره‌ی دوم این مسابقه بسیار فراتر از حد انتظار ما بود. از این رو مصمم شدیم تا، با جلب … ادامه

داستان کوتاه «از این زبور»

نوشته‌ی رها فتاحی «و مرغان آواز می‌گردانیدندی با داود و آن آن بود که چون داود در دشت آواز برداشتی مرغان هوا حاضر آمدی و با وی آواز می‌گردانیدندی و از حلاوت آن می‌افتادند و می‌مردند.» تفسیر سورآبادی همسایه نمی‌دونم والله، من و عیال که خواب بودیم. کلاً که این خونه و آدمای توش واسه … ادامه

برندگانِ دومین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی بهرام صادقی

هیئت داوران دومین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی بهرام صادقی از میان بیست داستانِ راه‌یافته به مرحله‌ی نهایی، ضمن تقدیر از چهار اثر، برندگان این مسابقه را به این شرح اعلام کرد: داستان برتر نخست: «چال»، نوشته‌ی نجمه سجادی از تهران، برنده‌ی لوح افتخار و مبلغ دو میلیون تومان جایزه‌ی نقدی داستان برتر دوم: «صلح در وقت اضافه»، … ادامه

گزارشی کوتاه از خیزش بلندِ داستان کوتاه ایرانی

کارِ خواندنِ داستان‌های دومین دوره‌ی جایزه‌ی بهرام صادقی، کمابیش از همان ابتدای رسیدنِ آثار، یعنی اوائل شهریورماه آغاز شد اما هیئت انتخاب (فرشته احمدی، رضا شکراللهی و محمدحسن شهسواری) به طور جدی، خواندن آثار را از ابتدای آبان‌ماه شروع کردند. حدود ۱۰ آذرماه، شصت داستان به مرحله‌ی بعدی راه یافتند. داوران در این مرحله آثار … ادامه

بیست داستان برگزیده‌ی جایزه‌ی بهرام صادقی

بنا به وعده، فهرست بیست داستان برگزیده‌ی دومین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی بهرام صادقی را اعلام می‌کنم و همه را فرامی‌خوانم به ضیافتِ مطالعه‌ی این آثار که مجموعه‌ای ست از بهترین داستان‌های کوتاه سال. هم‌اکنون داوران دوره‌ی نهایی به بررسی این آثار مشغول اند. شما نیز می‌توانید در بخش جنبیِ این جشنواره، یعنی جایزه‌ی کتابخوانِ طاقچه … ادامه

داستان کوتاه «V وی»، فرشاد موسی‌زاده، تهران

ردیف سایه‌ی درختان پیاده‌رو را خط‌کشی کرده و هیبتی یافته مثل کرکره‌ای بزرگ و نیمه‌باز که منظره‌ی بیرون را به پازلی با قطعات ناکامل بدل کرده. نمی‌دانم شاید اگر کسی این کرکره را کنار بزند تصویر حقیقتِ کره‌ی خاکی بالاخره خودش را نشان‌مان بدهد. حقیقتی که طی تمام این‌ سال‌ها فقط از یک قانون پیروی … ادامه

داستان کوتاه «نسخه‌پیچ»، ابوذر قاسمیان، جهرم

از وقتی احد ترخیص شد، بهداری بدون سرباز ماند. در به در دنبال کسی می‌گشتند که از دارو و این ‌جور‌ چیزها سر در بیاورد. از گوراب تا دهلران راهی نبود، ولی آمبولانس پادگان تا روشن بشود نصف روز گذشته بود. پادگان که نه، منطقه‌ای عملیاتی توی بیابانی بی آب و علف که فقط گردان … ادامه