خانه‌ی حسن بنی‌عامری کجاست؟

یادداشتی در دوبخشدرباره‌ی «نفس نکش، بخند، بگو سلام»تازه‌ترین رمان حسن بنی‌عامری/ نشر نیلوفر بخش اول [این بخش را فقط حسن بنی‌عامری بخواند]سلام حسن، حسن‌آقا، جناب حسن‌خان، آقای بنی‌عامری. سلام آشنای من، دوست ما، دشمن او، کی؟ گفته بودی، می‌گویی نفس نکشم، نکشیم. نکشیدم؛ یک‌نفس خواندم. یک‌نفس ننوشته بودی‌اش، ولی یک‌نفس بود همه‌اش، می‌خواستی باشد، شده … ادامه

غلط ـــــ نامه [۵]

توضیح ضروریاگر غلطنامه‌های پیشین را پیگیری نکرده‌اید و نخوانده‌اید، لطفا یا از خیر خواندن این شماره هم بگذرید و یا اول بروید سراغ آن‌ها، بخوانیدشان و بعد اگر بازهم حوصله داشتید و موضوع برایتان هم‌چنان مهم بود، بیایید سراغ این شماره. [لینک غلطنامه‌های پیشین و موارد به‌دردبخور دیگر، پایین همین یادداشت ثبت شده.] رعایت موارد … ادامه

بزرگداشت یاد مادر

چهل روز از رفتن مادرم می‌گذرد. اوائل داشتم وامی‌دادم. گرفتار بودم در معرکه‌ی نابرابر عقل و احساس. تلاشم برای فایق آمدن بی‌حاصل بود. هربار که خاطرش از ذهنم می‌گذشت و هربار که در خلوت ذهنم می‌یافتمش، زخمی عمیق در سینه‌ام باز می‌شد و خون بود که سربالا می‌آمد تا پشت چشم‌ها، تا بگذرد از صافی‌ها … ادامه

این‌جا وبلاگ من است، وبلاگ من!

انتقاد من از جشنواره‌ی وبلاگ‌ها، اولا از طرف‌ِ خودم بود، نه به‌نمایندگی از هیچ بنی‌بشر دیگری و ثانیا یک انتقاد فرهنگی بود و بس برای تبیین نقاط ضعف جشنواره و خصوصا مسابقه‌ی ادبی آن از دیدگاه خودم ولاغیر. این انتقاد را خیلی‌ها برنتابیدند. این مهم نیست. یک نفر مثل من انتقاد می‌کند، یک نفر هم … ادامه

موفقیت و شکست نویسنده در یک کتاب؛ نقد و بررسی «کفش‌های شیطان را نپوش» نوشته‌ی « احمد غلامی»

خوابگرد: در متن تبلیغ کتاب «کفش‌‌های شیطان را نپوش» گفته‌ بودم که این مجموعه‌داستان تازه‌ی احمد غلامی را باید خواند و پوست نویسنده‌‌اش را کند! شاید کار نادرستی باشد این که در بررسی یک اثر، سوابق و فعالیت‌های نویسنده در بیرون اثرش را هم دخالت بدهیم ولی در مورد غلامی به دو دلیل کمی فرق می‌کند. … ادامه

خواب‌های روزانه + استخدام

رفاقت در عین انتقاداین که محمدحسن شهسواری، چهارمین قسمت از چندوچون بهترین داستان‌های مسابقه‌ی بهرام صادقی را در پنجره‌ی پشتی گذاشته و در این بخش، خیلی مختصر و مفید چهار داستان مرگ ماروسیای کوچولو نوشته‌ی مازیار نیشابوری ـ مرخصی نوشته‌ی علی جعفری ساوی ـ دریا هنوز هم توفانی بود نوشته‌ی عزیزالله ایما و بیا برویم به … ادامه

چند و چون بهترین داستان‌های مسابقه‌ی بهرام صادقی [۴]

«مرگ ماروسیای کوچولو» نوشته‌ی «مازیار نیشابوری»[متن داستان]جهان داستان همین چیزهایش است که جالب است. تنها در همین جهان است که می‌شود یک نفر از دیار خیام و عطار برود و بنشیند داستانی بنویسد از سرزمین «کورتاسار» و «مارکز». نمی‌دانم دوستان جوان‌ترم یادشان هست که درنیمه‌ی دوم دهه‌ی شصت، تب رئالیسم جادویی ایران را فراگرفته بود. … ادامه

خطای فرهنگی مدیران پرشین‌بلاگ

وقتی به سایت جشنواره‌ی وبلاگ‌ها سر زدم که سرویس پرشین‌بلاگ با حمایت مالی سازمان ملی جوانان، یا سازمان ملی جوانان با حمایت پرشین‌بلاگ، و یا پرشین‌بلاگ و سازمان ملی جوانان با حمایت همدیگر آن را برگزار می‌کنند، بی‌درنگ یادم افتاد به جشنواره‌های سفارشی، دهن‌پرکن و بی‌خاصیتی که هرهفته خبر برگزاری چندتا از ان‌ها را در … ادامه

غیبت مدرن ادبی؛ احوال غیرادبی برخی ادیبان

شاید این مطلب را به عنوان «حسن ختام» یا درواقع «قبح ختام!» وبلاگم بگذارم و خداحافظی کنم. شاید هم اصلاً بدون خداحافظی و قبح ختام و این حرف‌ها وبلاگ را ببندم. ظاهراً‌ من وبلاگ‌نویس نیستم. این را هم که می‌بینید، محض ِ گل ِ روی آقای […] نوشته‌ام! ـ شاید درد دل خیلی‌های دیگر هم … ادامه