خبر خوب برای همه‌ی دوستاران رمان ژانر

حدود چهل سال است که تولید رمان ژانر در ایران دچار اختلال شده. تا پیش از آن، که می‌شود پیش از انقلاب، طیف گسترده‌ای از خوانندگان رمان فارسی خوانندگان رمان ژانر بودند. چه آن‌ها که به سراغ رمان‌های چاپ‌شده می‌رفتند و چه شمار زیادی رمان‌های به‌اصطلاح پاورقی که در واقع ژانر رمانس فارسی بودند. این … ادامه

واژه‌نامه‌ی هجوآمیز گوستاو فلوبر

در نکوهش کلیشه: واژه‌نامه‌ی ایده‌های همه‌گیرِ گوستاو فلوبر عرفان مجیب: گوستاو فلوبر تنها از بورژواها و صنعتی شدن و فانتزی و ژورنالیسم، که در فرانسه‌ی قرن نوزدهم مثل پونه در لانه‌اش سبز می‌شد، متنفر نبود. شاید جدی‌ترین دشمن فلوبر، بعد از مناسک و رفتارهای بورژوازی، بلاهت بشر و نتیجه‌ی مستقیمش «کلیشه» و از همه مهم‌تر کلیشه‌های … ادامه

هشتادسالگی استاد جلال خالقی مطلق

هومن عباسپور: هجدهم شهریور استاد دکتر جلال خالقی مطلق، برجسته‌ترین شاهنامه‌شناس جهان، هشتادساله شد. پژوهشگری که خود آغازگر کارِ خود بود و ادامه‌ی هیچ‌کس نبود. در غربت، یکّه و تنها، بدون برخورداری از حمایتِ نهادها، بیش از چهل سال عمر صرف تصحیح شاهنامه کرد. خالقی انسانی است باوقار، نیکوکار، باشرف، باذوق، صمیمی، معلم، نقدپذیر، خوش‌بیان، … ادامه

تحلیل داستان‌های کتاب اول دبستان ایران، چین و آلمان

در یک کلام می‌توان گفت کتاب فارسی اول دبستان ایران به کودک می‌آموزد: «مطیع باش!» کتاب اول دبستان چین می‌آموزد: «کارگری مهربان باش!» و کتاب اول دبستان آلمان می‌آموزد: «برنده باش!» دکتر علیرضا عابدین، روان‌شناس و روان‌درمانگر در پژوهشی به بررسی و تحلیل داستان‌های کتاب فارسی کلاس اول دبستان در ایران و مقایسه‌ی آن با … ادامه

کیفور از کنسرت کیهان کلهر

رضا شکراللهی: وقتی از چیزی بیشتر از حد انتظارم کیفور می‌شوم، از تعریفِ کیفوری خودم سر باز می‌زنم. شاید از خودخواهی محض یا شاید هم از ناتوانی در بیان. شبیه معتادانی که نشئه می‌شوند و وقتی ازشان می‌پرسی کیف احوال؟ نهایت سر بالا می‌اندازند و درمی‌مانند از تعریف حال و احوالی که در آن سیر … ادامه

ته‌مانده‌ی آدم‌ها و واژه‌ها در جنگ

ته‌مانده‌ی پیکر شهید «حسن جنگجو» بعد از ۳۴ سال به ایران برگشت. او سه سال بعد از این عکس مشهور، که آلفرد یعقوب‌زاده در ۱۳سالگیِ او گرفت، در عملیات خیبر مفقودالاثر شد. استفاده از کلمه‌ی «ته‌مانده» برای پیکر شهید حسن جنگجو، اعتراض برخی خوانندگان ارجمند کانال تلگرامی خوابگرد را برانگیخت. نخست این‌که انتخاب این کلمه … ادامه

اتاق تنهایی؛ بدون پوینده، فرهاد و هادی غبرایی

هومن عباسپور: مرداد ۸۲ بود که در «دانشنامه‌ی دانش‌گستر» هادی غبرایی برای قرارداد ترجمه‌ و ویرایش مقالاتی به دفترمان آمد. مردی نسبتاً تنومند که موهای جوگندمی‌اش از پشت کم‌پشت شده بود ولی هنوز بالای سرش تکه‌ای مو مانده بود. پیراهن چهارخانه‌ی درشت سرخابی و شلوار مشکی مخمل‌کبریتی با کفش مشکی نه‌چندان نو، ولی تمیز. ریش … ادامه

نیشگون یا نشگون‌های ایرانی!

داستان از این‌جا شروع شد که یکی دو روز پیش کسی در توئیتر نوشت: «با دختردایی کرمونی دعوا کردم و نیشگونش گرفتم. رفت به مامانش گفت: من رو مالون گرفته. داد می‌زدم دروغگو، من فقط پنجِرو گرفتم.» پس از‌ آن، دیگران هم شروع کردند به نوشتن از این‌که در زبان یا گویش محلی خود به … ادامه

اول شهریور، تولد جناب مستطاب نجف دریابندری

هومن عباسپور: اینجا آبادان است؛ اول شهریور ۱۳۰۸ خورشیدی. امروز، در خانواده‌ی ناخدا خلفِ بوشهری، آقا نجف دریابندری به‌دنیا می‌آید که با سرِ پرشورَش بعدها به زندان می‌افتد و به اعدام محکوم شود، ولی با تخفیفِ مجازات در زندان می‌مانَد و وداع با اسلحه را ترجمه می‌کند. حالا سال‌هاست که نجف دریابندری از اسطوره‌های ترجمه … ادامه