چرا خسرو سینایی مستندساز و سینماگرِ مهمی بود؟

در جست‌وجوی مضمونِ مشترک میان آثارِ خسرو سینایی آرمان ریاحی: خسرو سینایی موسیقی‌دان بود و نوازنده. درس موسیقی خوانده بود، ولی از درون لنز دوربین‌های ۳۵ میلی‌متری و دستگاه‌های موویلا و اسلایسر‌های قطع راش خود را به ما شناسانْد. این گران‌قدرِ قدرنادیده، با طبع بلند سازش‌ناپذیرش، از مناسبات قدرت و ثروت سفارش نمی‌گرفت و همین پراکنده‌کار و کم‌کارش کرده بود: هنرمندِ کارهای نکرده، آثار نیافریده، هنرمندِ خانه‌مانی‌های ناگزیر و دردهای ثبت‌نکرده بر نگاتیو سینمایی که متفاوت‌های متفکر را به گوشه‌هایی … ادامه

دِ هاویلند در بربادرفته و بهشتی که جای احمق‌ها نیست

آرمان ریاحی: برخی می‌گویند «بهشت جای احمق‌هاست»، ولی کافی است چندین بار فیلم‌های اولیویا دِ هاویلند به‌خصوص بربادرفته را ببینید تا بهشت را درک کنید بدون آن‌که او را احمق بیابید. فقط حضور شخصیت بسیار مثبت این بازیگر کلاسیک سینما کافی بود تا این جمله‌ی معروف به گزاره‌ای پوک تبدیل شود. اگر فکر می‌کرد کسی ممکن است از او برنجد، جوری نگاهش می‌کرد عذرخواهانه و نامطمئن از خودش که تعجب می‌کردیم. ولی وقتی می‌دیدیم زود از هر چیزی شگفت‌زده می‌شود … ادامه

زندگی جنجالی علی دیزایی به‌روایتِ خودش

درباره‌ی کتابِ «عبور از خط قرمز»، نوشته‌ی علی دیزایی سبحان درستکار: «عبور از خط قرمز» عنوانِ کتابی است که نشرِ ثالث به‌تازگی منتشر کرده است. این کتاب زندگی‌نامه‌ی خودنوشتِ دکتر علی دیزایی است؛ یکی از افسران ارشد و فرماندهان پلیس لندن و حقوقدانِ زبده‌ی ایرانی که زندگی شخصی و شغلی‌اش سال‌های سال خبرسازِ جامعه‌ی بریتانیا بود. علی دیزایی شخصیت ناشناخته‌ای نیست و در ایران هم خیلی‌ها او را می‌شناسند، اما کمتر کسی باور می‌کند که حتا او  هم که از دورانِ … ادامه

سایه‌ی سنگین سیاست بر داستان ایکه‌باگ جی.کی. رولینگ که آن را رایگان و اینترنتی منتشر کرد

یادداشت پرتو شریعتمداری درباره‌ی رمان ایکه‌باگ در روزهای اوج‌گیری کرونا در بریتانیا و زمانی که شمار قربانیان این بیماری هر روز هزار هزار اعلام می‌شد، در روزگاری که کرکره‌ی مدرسه‌ها کم‌وبیش پایین بود و حیاط‌هاشان خالی و بی‌هیاهو، در دورانی که بسیاری پدر و مادرها با مشکلات آموزش خانگی فرزندان خود دست‌وپنجه نرم می‌کردند، جی.کی. رولینگ، نویسنده‌ی نامدار انگلیسی، اعلام کرد که داستان بلندی به نام ایکه‌باگ راکه برای کودکان نوشته، رایگان و به‌تدریج در اینترنت منتشر خواهد کرد. او … ادامه

انواع حرف تا و دیگر «تا»ها در فارسی

رضا شکراللهی: یکی از انواعِ پرکابردِ «تا» برای تعلیل و چرایی است. در گفتار و نوشتار روزمره هم تا دل‌تان بخواهد از آن استفاده می‌کنیم: «جواب‌شان را دادم تا بفهمند با کی طرف‌اند.» البته خودِ من از آن دسته آدم‌ها هستم که معمولاً «جواب‌شان را نمی‌دهم تا بفهمند با کی طرف‌اند»، ولی، در هر دو جمله، «تا» یک معنای ارادی دارد برای رساندنِ این مفهوم که دلیل انجامِ فلان کار، بهمان چیز بوده یا است. حالا این جمله را بخوانید … ادامه

آخرین عکس از نصرت رحمانی در آخرین دیدار

رضا افضلی: اوایل شهریور سال ۷۵ در رشت بودم و نصرت رحمانی در آن شهر زندگی می‌کرد. قدم‌زنان به کتابفروشی طاعتی رفتم و پس از خریدن کتابی، شماره‌تلفن منزل نصرت را از آنجا گرفتم. فردای آن روز با او تلفنی صحبت کردم و قرار شد که ساعتی بعد برای دیدن او به منزلش بروم. دوربینم را بر شانه افکندم و به راه افتادم تا به آدرسی که همسرش داده بود رسیدم. خانه‌ی نصرت رحمانی در انتهای کوچه‌ای از کوچه‌های محله‌ی … ادامه

بهترین بازی محمدعلی کشاورز به‌عنوانِِ بدترین بازیگر!

یادداشت آرمان ریاحی در ستایش و بزرگداشت محمدعلی کشاورز کسی از قول عباس کیارستمی نقل می‌کرد که محمدعلی کشاورز «بهترین بازی‌اش را در فیلم من انجام داد، ولی بدترین بازیگری بود که با او کار کردم»! حتا اگر این نقل‌قول، در زمره‌ی انبوه گفتاوردهای این کارگردان بزرگ سینمای جهان، دور از اعتبار نباشد، چیزی از قدرت هنرپیشگی و سنگینی شخصیت محمدعلی کشاورز نمی‌کاهد، با آن‌همه نقش‌های وزین و ورز داده‌شده و صلابت نگاه‌هایی که گاه آن‌همه مهربان و پدرانه بود … ادامه

چرا هوشنگ گلشیری جاودانه شد؟

سپیده گرگانی: بیست سال پیش در چنین روزی، ۱۶ خرداد ۱۳۷۹، هوشنگ گلشیری در بیمارستان «ایران‌مهر» تهران در ۶۳ سالگی درگذشت. دو سال پیش از آن، در پاییز ۷۷ که ناچار شد پیکر دو تن از دوستانش را که در قتل‌های زنجیره‌ای کشته شده بودند به دوش بکشد، گفته بود: «پیام دقیق به ما رسیده است؛ خفه می‌کنیم. ما هم حاضریم.» هوشنگ گلشیری که آن زمان از طرح و توطئه‌ی قتل‌های زنجیره‌ای جان به در برد، کمتر از دو سال … ادامه

متن کامل فیلمنامه‌ی سگ آندلسی

نام فیلمنامه: سگ آندلسی نویسنده: لوئیس بونوئل، سالوادور دالی برگردان به انگلیسی: هایم فینکلشتاین (Haim Finkelstein) برگردان به فارسی: محمد ارژنگ کارگردان: لوئیس بونوئل/ ۱۵دقیقه و پنجاه ثانیه/ سیاه و سفید/ صامت / محصول فرانسه/ ۱۹۲۸ بازنشر از خوابگرد قدیم – ۲۵ اسفند ۱۳۸۴ سگ آندلسی را می‌توان نمونه‌ای کلاسیک از سینمای سوررئالیسم به حساب آورد، ولی واقعیت این است که نه تنها در زمان خود، که در همین دوران نیز فیلمی تجربی به حساب می‌آید. تلاش بونوئل و دالی در … ادامه