داستان کوتاه «تاسیان»، الهام نظری

انگار خودم گذاشتمش توی قبرش. چون یک شب که رو به دیوار خوابیده بود و صبح بعد از باز شدن چشم هایش اولین تصویری که دید سفیدی بی انتهای دیوار بود، فریاد زد و اسمی را صدا کرد که نفهمیدم کیست. وقتی آمدم همه‌ی بدنش عرق کرده بود. گفتم: «بابا؟ چی شده؟ خواب دیدی؟» بعد … ادامه

داستان «نگاهِ بی‌قرار و چشمِ سرگردان»، بهمن بابائی

اعتراف می‌کنم آن شب با مفهوم تازه‌ای از آهستگی آشنا شدم. چندان دچار هیجان نبودم. بارها روی پرده‌های چوبی و درهای کشویی و موزه‌ی دیواری مدرسه عکس‌هایش را دیده بودم. با وجود این پدرم هیچ وقت آن را از من پنهان نمی‌کرد. کیوتو آفتاب چرکی داشت که در یکشنبه‌های زمستانی از پشت پنجره‌ی آسمانخراش‌ها کبود … ادامه

داستان کوتاه «زمستان شغال»، فرهاد رفیعی

می‌روم و همه را برای پوران می‌گویم اگر تنها باشد. نباشد مهلتش نمی‌دهم. قبل از گفتن اما خودم باید بفهمم. باید آن‌قدر دوره ‌کنم بلکه یک رشته، یک نوار نهفته بیابم اگر باشد و بشود این تصاویر خرده پاشیده، این زمان‌های پر از حفره را بند هم کنم و سردرآورم از آن‌چه این‌همه بر تنم … ادامه

داستان کوتاه «انباریِ آبی»، آیین نوروزی

به جز آن چهار پیرمرد، چند دختر و پسر هم توی پارک فرشته بودند و از نگاهشان می‌شد حدس زد منتظرند آن‌ها زودتر شرشان را کم کنند. پیرمردها همگی کت و شلوار پوشیده بودند، با پالتو و کلاه و شال گردن. ولی باز هم سوز سرما می‌زد به جانشان. با قدم‌های کوتاه روی سنگ‌فرش پارک … ادامه

داستان کوتاه «عروس»، سروش مستور

بدترین چیز این است که  ناگهان خبر بدی بشنوی و بدتر از آن این است که ده‌ها هزار کیلومتر را از آن سر دنیا با هواپیما و ماشین گز کنی و بیایی تا این خبر بد را بدهی به کسی که منتظر خبر خوب است. این دقیقا همان کاری است که پاییز سال گذشته قرار … ادامه

داستان «قبل از خواب چراغ‌ها را خاموش می‏‌کنم»، حسام انوری

دیگر هیچ کاری از دست من ساخته نبود. فرامرز آمد صندلی عقب ماشین درست کنار دست من نشست و از آن طرف یوسف خان هم که یک ربع تمام توی ظل آفتاب داد زده بود “انقلاب” و گلوی خودش را جر داده بود، با لنگ عرق‌های پیشانی‌اش را خشک کرد و همان را پرید پشت … ادامه

برندگانِ دومین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی بهرام صادقی

هیئت داوران دومین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی بهرام صادقی از میان بیست داستانِ راه‌یافته به مرحله‌ی نهایی، ضمن تقدیر از چهار اثر، برندگان این مسابقه را به این شرح اعلام کرد: داستان برتر نخست: «چال»، نوشته‌ی نجمه سجادی از تهران، برنده‌ی لوح افتخار و مبلغ دو میلیون تومان جایزه‌ی نقدی داستان برتر دوم: «صلح در وقت اضافه»، … ادامه

گزارشی کوتاه از خیزش بلندِ داستان کوتاه ایرانی

کارِ خواندنِ داستان‌های دومین دوره‌ی جایزه‌ی بهرام صادقی، کمابیش از همان ابتدای رسیدنِ آثار، یعنی اوائل شهریورماه آغاز شد اما هیئت انتخاب (فرشته احمدی، رضا شکراللهی و محمدحسن شهسواری) به طور جدی، خواندن آثار را از ابتدای آبان‌ماه شروع کردند. حدود ۱۰ آذرماه، شصت داستان به مرحله‌ی بعدی راه یافتند. داوران در این مرحله آثار … ادامه

بیست داستان برگزیده‌ی جایزه‌ی بهرام صادقی

بنا به وعده، فهرست بیست داستان برگزیده‌ی دومین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی بهرام صادقی را اعلام می‌کنم و همه را فرامی‌خوانم به ضیافتِ مطالعه‌ی این آثار که مجموعه‌ای ست از بهترین داستان‌های کوتاه سال. هم‌اکنون داوران دوره‌ی نهایی به بررسی این آثار مشغول اند. شما نیز می‌توانید در بخش جنبیِ این جشنواره، یعنی جایزه‌ی کتابخوانِ طاقچه … ادامه