از چاله‌ی «شلخته‌نویسی» تا چاه «وسواسی‌نویسی» در نثر فارسی

رضا شکراللهی: نقطه‌مقابل کسانی که نثر شلخته دارند و بی‌اعتنا به نقش دستوری هر واژه و، مهم‌تر از آن، مفهوم دقیق هر واژه متونی می‌نویسند اغلب کژوکوژ و تأویل‌بردار و گاه سوءتفاهم‌زا، کسانی‌ نشسته‌اند که از شدتِ دقت در انتخاب واژه‌ها و ساختن جمله‌ها و حتا، در برخی موارد، کاربرد علائم نگارشی، به ورطه‌ی وسواسی‌نویسی می‌افتند. … ادامه

لغات عامیانه نزد دهخدا

این دو بند از مقدمه‌ی دهخدا بر لغت‌نامه‌اش، درباره‌ی لغات عامیانه ، را می‌گذارم این‌جا برای آنان که همواره چوبِ لغت‌نامه‌ی دهخدا در دست دارند و تا کسی از کلمه یا اصطلاحی عامیانه حرف می‌زند، آن را بر سرش می‌کوبند که نخیر، در دهخدا این کلمه چنین است و چنان است و اصلاً در دهخدا … ادامه

پژوهش‌های لغویِ «بسته» یا «بسته»ی پژوهش‌های لغوی!

نازنین خلیلی‌پور: در دنیای فانتزی کودکانه، اولین معنایی که از «بسته» به ذهنم می‌رسید هدیه‌ بود. «بسته» را چیزی شگفت‌انگیز تلقی می‌کردم که درون آن چیزی شگفت‌انگیزتر قرار داشت و برای این‌که کسی نبیندش، در جعبه یا پوششی پیچیده‌ شده بود. «بسته‌ی پستی» هم همین حس‌و‌حال را داشت و کمتر از هدیه‌ی شگفت‌انگیز نبود و … ادامه

تکیه‌کلام یا تکّه‌کلام یا تیکّه‌کلام یا تیکِ کلام؟

رضا شکراللهی: خیلی وقت پیش، کاوه لاجوردی درباره‌ی اصطلاحِ تکیه‌کلام و ریشه‌ی احتمالی آن نوشته بود. می‌خواهم نکته‌ای تکمیلی به آن اضافه کنم به‌قصدِ گسترشِ موضوع تا شاید مقدمه‌ای شود برای بررسی بیشتر و انگیزه‌ برای اظهارنظرِ آن کسان که در این زمینه تخصص و صلاحیتِ علمی دارند. نخست، یادداشتِ کاوه لاجوردی درباره‌ی ریشه‌ی تکیه‌کلام … ادامه

کسره‌ی اضافه را بنویسیم یا ننویسیم؟

کاوه لاجوردی: من شخصاً مقیّدم که در هر نوشته‌ای به خطِ فارسی همه‌ی کسره‌های اضافه را بنویسم. در روزگارِ ما کسانی هستند که همه‌ی کسره‌های اضافه را می‌نویسند، حتی در متن‌هایی که وزنِ کلام به خواندن‌اش کمک می‌کند—نمونه‌ی برجسته‌اش دیوانِ حافظ با تصحیحِ سایه. در اینجا می‌خواهم چیزهایی بگویم در موردِ استدلالی بر ضدِ نوشتنِ کسره‌های اضافه. حرف‌های … ادامه

جز یا جزء یا جزو؟

ویرایش متن یک استفتاء «هرگونه تصرف و خسارت زدن به اموال عمومی جایز نیست و موجب ضمان است.» این جواب استفتایی از آیت‌الله خامنه‌ای در حاشیه‌ی شعارنویسی روی دیوار ساختمان تاریخی شهرداری رشت است، که یک دو هفته پیش منتشر شد. قصه از این قرار بوده است که در ساعات پایانی شب ۱۴خرداد، گروهی موتورسوار … ادامه

شفیعی کدکنی و زبان‌های محلی و لهجه‌ها

رضا شکراللهی: چند روز پیش فایل صوتی کوتاهی از دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی منتشر شد درباره‌ی زبان فارسی و زبان‌های محلّی که دستمایه‌ی شیطنت قرار گرفت. من نمی‌دانم کجای حرف‌های استاد شفیعی کدکنی توهین به لهجه‌ها و زبان‌های محلی بوده یا اصلاً حرف نادرستی است که برخی قوم‌گرایان افراطی دوره افتاده‌اند به فحاشی و پرت‌وپلاگویی. … ادامه

دنبال و اقدام را بکنید و فعل مرکب را بیچاره نکنید!

رضا شکراللهی: فعل‌ها در نامه‌های اداری و رسمی و شبه‌رسمی مظلوم‌ترین ارکان جمله‌اند. چه وقتی مثلاً در متونِ‌ قضایی و حقوقی، از صفحه‌ی روزگار محو می‌شوند و از پشت میله‌های متن له‌له می‌زنند تا شاید نگارنده دست بردارد از نوشتن جمله‌های نفس‌گیرِ یک‌صفحه‌ای و دوصفحه‌ایِ تک‌فعلی؛ چه وقتی مثلاً در نامه‌های اداری، قربانیِ لفظ‌قلم حرف … ادامه

سَبُعانه و سَبُعیّت یا ددمنشانه و ددمنشی؟

رضا شکراللهی: نه‌تنها با حضور واژه‌ها و اصطلاحات عربی در فارسی و استفاده از آن‌ها مخالف نیستم که، بارها هم گفته‌ام، خیلی از این موارد را دیگر نمی‌توان گفت که عربی است. در همین جمله که خواندید، دست‌کم «حضور» و «استفاده» و «اصطلاح» و «مخالف» و «موارد»، کلمه‌های عربیِ فارسی‌شده‌اند و فقط سره‌نویسان و سره‌گویان‌اند … ادامه