گزارشِ دست‌اولِ رمانِ عیار ناتمام از تاریخِ تلخِ معاصر

آرمان ریاحی: به‌عنوان یک «ادبیات‌دوست» فکر می‌کنم یک خواننده‌ی جدی داستان‌هایی را می‌پسندد که تکه‌هایی از خودش را در آن ببیند، و به‌عنوان یک «دوستدار تاریخ» عقیده دارم سرگذشت پرهیاهوی ایرانیان در زمان معاصر چیزی جز همان تکه‌های پراکنده‌ی وجود ما نیست که جز به جادوی ادبیات پیوند نمی‌خورند. ادبیات جدی به حافظه‌ی جامعه سر … ادامه

پله‌های لرزان جهان به روایتِ شاعرانه‌ی بی‌تا ملکوتی

تازه‌ترین مجموعه‌شعری که خوانده‌ام «پله‌های لرزانِ یوسف‌آباد» بی‌تا ملکوتی است. میانه‌ی چندان خوشی با شعرِ امروز ندارم، اما برخی شعرهای بی‌تا ملکوتی گیرم انداختند. من، به‌عنوانِ مخاطب، شیفته‌ی روایت‌ام در شعر. عاشقِ این‌که کلمه‌ها تصویرهای تازه بسازند، گاهی بو بدهند یا طعمی زیرِ زبان زنده کنند؛ تلخ یا شیرین. و «پله‌های لرزانِ یوسف‌آباد» برای من … ادامه

میرشمس‌الدین ادیب‌سلطانی استثنای آفرینش

هومن عباسپور: دکتر میرشمس‌الدین ادیب‌سلطانی پزشک، فیلسوف، ریاضی‌دان، منطق‌دان،‌ زبان‌شناس، موسیقی‌دان، نقاش، مترجم ایرانی است. این‌ها فقط برخی از مهارت‌ها و القاب اوست، ولی او پیش از هر چیز یک انسان والاست. در زندگی‌ام هیچ‌کس را در توانایی و درک حیرت‌انگیزتر از او ندیده‌ام. به قول استاد آذرنگ، ادیب‌سلطانی استثنای آفرینش است. اولین بار در اوایل … ادامه

کازیمودوهای مغموم در برابرِ نوتردام فروریخته

آرمان ریاحی: «کازیمودو»‌ی مغموم! حالا دیگر جایی برای به یاد آمدن نداری، کلیسای پرآوازه‌ی نوتردام را؛ همان مکانی که سال‌ها در خاطرات ما ناقوس سنگینش را با عضلات ورزیده‌ات به صدا درمی‌آوردی، با همان ماهیچه‌هایی که زورِ یک حیوان در آن‌ها نهفته بود، که اگر می‌‌خواست، می‌توانست، ولی اراده نداشت. اراده‌ی این بازوهای پرنیرو در … ادامه

کتاب در سال ۹۷؛ ‘ملت در جست‌وجوی عشق’

سالی که نکوست سال نکوی ۱۳۹۷ برای کتابخوانان از بهارش پیدا بود که با مرگِ داریوش شایگان آغاز شد. ۸۳ ساله بود که رفت، اما کوه دانش و معرفتش چنان شکوهمند بود و استوار که رفتنش برای انبوهِ خوانندگانش باورناپذیر می‌نمود و بیشتر به گم شدن از میانِ زندگان شباهت داشت تا پیوستن به مردگان. … ادامه

غربت وطنِ آدم را بیدار می‌کند

درباره‌ی «در حضرتِ رازِ وطن»، نوشته‌ی رضا فرخ‌فال رضا شکراللهی: وطن کجاست که آوازِ آشنای تو چنین دور می‌نماید؟ این سؤالِ شاملو، فارغ از بافتِ شاعرانه‌اش، پیچیده‌ترین پرسشی است که در میانسالی یقه‌ام را چسبیده. وطنِ من زبانِ من است؟ یا، به‌تعبیرِ احسانِ یارشاطر با آن‌همه دورافتادگیِ زمانی و مکانی از خاکِ ایران، وطنِ من … ادامه

تولدِ نشریه‌ای جدید ویژه‌ی معرفی کتاب، به نامِ رود

رود جایی است برای تن زدن به آبِ کتاب مهری بهفر: نشریه‌ای سراسر ویژه‌ی معرفی کتاب و نه هیچ‌چیز دیگر؛ نه مصاحبه و میزگرد، نه مقاله و یادداشت و گفتار و جستار، نه داستان‌کوتاه و شعر، نه نامه‌های کوتاه و بلند به سردبیر و نه حتی نقد و بررسی، یا تحلیل و واکاوی و کالبدشکافی … ادامه

امید در تاریکی

امید در تاریکی تاریخ‌های ناگفته و احتمالات بی‌‌کران ربه‌کا سولنیت، نویسنده و مورخ و کنش‌گر، هجده کتاب دربارۀ محیط زیست، مناظر، اجتماع، هنر، سیاست، امید و حافظه نوشته است، ازجمله این کتاب‌ها: این حوالی دوردست؛ راهنمای میدانی برای گم شدن؛ سفردوستی؛ تاریخچۀ راه رفتن؛ رود سایه‌ها: ادویرد مایبریج و غرب وحشی تکنولوژیک (که به خاطرش … ادامه

رمانِ عیار ناتمام را بخوانید

“صدای تلویزیون را از توی حمام می‌شنید. یکی از شبکه‌های ماهواره‌ای تظاهراتِ دیروزِ مردم را نشان می‌داد و شعارهای مردم را. خون بود که از تنش شسته می‌شد و راه می‌کشید سمتِ چاهک. این تصویر را هم توی خیلی از فیلم‌ها دیده بود. فکر کرد دنیا دیگر هیچ حرفِ تازه‌ای برای گفتن ندارد. حوله را … ادامه