تکیه‌کلام یا تکّه‌کلام یا تیکّه‌کلام یا تیکِ کلام؟

رضا شکراللهی: خیلی وقت پیش، کاوه لاجوردی درباره‌ی اصطلاحِ تکیه‌کلام و ریشه‌ی احتمالی آن نوشته بود. می‌خواهم نکته‌ای تکمیلی به آن اضافه کنم به‌قصدِ گسترشِ موضوع تا شاید مقدمه‌ای شود برای بررسی بیشتر و انگیزه‌ برای اظهارنظرِ آن کسان که در این زمینه تخصص و صلاحیتِ علمی دارند. نخست، یادداشتِ کاوه لاجوردی درباره‌ی ریشه‌ی تکیه‌کلام … ادامه

جز یا جزء یا جزو؟

ویرایش متن یک استفتاء «هرگونه تصرف و خسارت زدن به اموال عمومی جایز نیست و موجب ضمان است.» این جواب استفتایی از آیت‌الله خامنه‌ای در حاشیه‌ی شعارنویسی روی دیوار ساختمان تاریخی شهرداری رشت است، که یک دو هفته پیش منتشر شد. قصه از این قرار بوده است که در ساعات پایانی شب ۱۴خرداد، گروهی موتورسوار … ادامه

سَبُعانه و سَبُعیّت یا ددمنشانه و ددمنشی؟

رضا شکراللهی: نه‌تنها با حضور واژه‌ها و اصطلاحات عربی در فارسی و استفاده از آن‌ها مخالف نیستم که، بارها هم گفته‌ام، خیلی از این موارد را دیگر نمی‌توان گفت که عربی است. در همین جمله که خواندید، دست‌کم «حضور» و «استفاده» و «اصطلاح» و «مخالف» و «موارد»، کلمه‌های عربیِ فارسی‌شده‌اند و فقط سره‌نویسان و سره‌گویان‌اند … ادامه

نگاهی روایت‌شناسانه به «مزخرفات فارسی» رضا شکراللهی

داستانی از داستان ویرایش محمدحسن شهسواری همه سیدرضا شکراللهی را به‌درستی ویراستار سرشناس حوزه‌ی ادبیات داستانی می‌دانند، و آن هم نه صرفاً ویراستار زبانی بلکه، به‌معنای دقیق کلمه، ویراستار ادبیات داستانی. دوستی ۲۵ ساله‌ی من با او نیز از همین مسیر رشد یافته است. طوری که اکثر قریب به اتفاق آثارم را ویرایش کرده و … ادامه

یا حضرت جمله

یکی از هزاروهفتصدجایی که ویراستاران انگشت حیرت به دهان می‌برند و می‌گیرند و می‌گزند، هنگام روبه‌روشدن با متن لایحه‌ها و احکام قضایی است. زبان معیار یا، بهتر بگویم، زبان رایج در ادبیات قضا، ترکیبی است از نگارش فارسی و عربی. جمله‌بندی‌های اغلب این احکام تقریباً مطابق است با دستور زبان فارسی، اما آکنده از اشارات … ادامه

پشت به زین یا پشتِ زین؟

رضا شکراللهی: ما مردمی هستیم ضرب‌المثل‌زده؛ همان‌قدر که جوک‌زده و سیاست‌زده و تاریخ‌زده و فرهنگ‌زده و دیگرچیزهازده. الی ماشاءالله ضرب‌المثل عامیانه و ادیبانه داریم که خوشبختانه هیچ مرگ‌شان هم نمی‌شود. تا ضرب‌المثلی می‌خواهد در سکوت و آرامش از حافظه‌ی ملت بگریزد، حادثه‌ای سیاسی یا اجتماعی یقه‌اش را می‌گیرد و آن را می‌نشاند سر جایش. در … ادامه

این در حالی است که

نمی‌دانم لقلقه‌ی زبان شدنِ برخی کلمه‌ها و عبارت‌ها باعث تنبلی ذهنی اهل قلم، به‌خصوص روزنامه‌نگاران، می‌شود یا تنبلی ذهنی باعث لقلقه‌ی زبان شدن آن کلمه‌ها و عبارت‌ها. شاید باید این را هم بگذاریم کنار معمای هستی‌شناسانه‌ی مرغ و تخم‌مرغ. یکی از این لقلقه‌ها، که زیادی هم لق می‌زند، همین این در حالی است که و شکل‌های … ادامه

گفت‌وگوی دلارام با دلارهام!

ـ خطاب درویشانه‌ی سعدی به کیست در این بیت، «ای روی دُلارایت مجموعه‌ی زیبایی / مجموع چه غم دارد از من که پریشانم»؟ ـ سعدی، با این‌همه دلارِ چشم‌درآر، درویشی‌اش کجا بود: «هرکه دلارام دید از دلش آرام رفت.» تازه آن‌قدر جانش به دلارهایش بسته است که از بین داعش و دلار ترجیح می‌دهد به … ادامه

پیدا کنید دکتر مصدق را!

رضا شکراللهی: دیروز روز مسابقه‌ی برخی روزنامه‌نگاران بود برای ارسال و انتشار خبر تغییر نام خیابان نفت به خیابان دکتر مصدق. خبری که خیلی‌ها را خوشحال کرد و خیلی‌ها را هم ناراحت. خوشحالان که معلوم است چه کسانی بودند؛ بخشی از مردمی که نزدیک چهل سال است کمترین توقع‌شان از شهرداری یا شورای شهرشان همین … ادامه