گفت‌وگوی دلارام با دلارهام!

ـ خطاب درویشانه‌ی سعدی به کیست در این بیت، «ای روی دُلارایت مجموعه‌ی زیبایی / مجموع چه غم دارد از من که پریشانم»؟ ـ سعدی، با این‌همه دلارِ چشم‌درآر، درویشی‌اش کجا بود: «هرکه دلارام دید از دلش آرام رفت.» تازه آن‌قدر جانش به دلارهایش بسته است که از بین داعش و دلار ترجیح می‌دهد به … ادامه

پیدا کنید دکتر مصدق را!

رضا شکراللهی: دیروز روز مسابقه‌ی برخی روزنامه‌نگاران بود برای ارسال و انتشار خبر تغییر نام خیابان نفت به خیابان دکتر مصدق. خبری که خیلی‌ها را خوشحال کرد و خیلی‌ها را هم ناراحت. خوشحالان که معلوم است چه کسانی بودند؛ بخشی از مردمی که نزدیک چهل سال است کمترین توقع‌شان از شهرداری یا شورای شهرشان همین … ادامه

درخت بودن یا درخت نبودن

رضا شکراللهی: دم‌دست‌ترین و مشهورترین ضرب‌المثل‌های درختی که به ذهن‌تان می‌آید، چیست؟ درختِ «اگر» را کاشتند سبز نشد؟ درختِ «کاشکی» را کاشتند سبز نشد؟ درخت هرچه پربارتر، سرش خمیده‌تر؟ درخت تو گر بار دانش بگیرد، به زیر آوری چرخ نیلوفری را؟ کِرم از خودِ درخت است؟ چقدر خوب می‌شد، اگر مثل قدیم، درختان هرچه پربارتر … ادامه

در باب مشغول‌الذمه با دنبه‌ی اضافه!

یاد روزگاری نه‌چندان دور به‌خیر که دست‌کم گاهی خلوت فکری و ذهنی هم داشتیم. الان دیگر ساعت چهار بامداد هم که چشم باز کنیم و کورمال موبایل‌مان را برداریم تا مثلاً ببینم ساعت چند است، انواع و اقسام تیرهای غیبِ خبر و تحلیل و مصیبت و جوک هم در همان بوق سگ بر مغزمان می‌نشیند … ادامه

بزدل یا جِگراور؟

رضا شکراللهی: می‌خواستم، به‌مناسبت، درباره‌ی برخی فعل «خودکشی» بنویسم که همکرد آن «کردن» است نه «شدن»، و به‌تازگی انگار صورتِ مجهول‌اندرمعلومِ آن‌ هم به زبان فارسی راه پیدا کرده؛ اما دیدم، در این گردوغبار سیاست، بهتر است دستمال نبندم به سر روزنامه‌ای که درد نمی‌کند! این‌گونه بود که منِ دورازفوتبال، دست‌به‌تخمه‌، نشستم به تماشای مناظره‌ی … ادامه

مزخرفات فارسی و فعل اخلاقیِ نوشتن

آرمان ریاحی: این‌که بگوییم یا بنویسیم «فارسی شکر است»، به تنهایی دردی از رنج‌هاى این زبان قدرت‌مند نمی‌کاهد. این جمله‌ی خبری الزام‌هایی با خود به همراه می‌‌آورَد که مجبور می‌شویم قاعده‌هایش را هم بشناسیم و به‌شان دهان‌کجی نکنیم. فارسی را فارس زبان‌ها نوشته‌اند و با آن سخن گفته‌اند. همان‌ها این «عروس هزارساله» را تا این‌جا … ادامه

آموزشِ بی‌ویرایش در محضر یک عدد سلبریتی

رضا شکراللهی: از سال ۸۸ گاهی روایتی شخصی از دیگران را عیناً در سایت خوابگرد بازنشر می‌کردم بدون دست‌کاری و ویرایش، با عنوان کلی «داستانِ بی‌ویرایش». امروز به‌تصادف از اینستاگرام یک عدد سلبریتی (مجری معروف تلویزیونی با خدا تا فالوئر) سردرآوردم که دیدم می‌توان با بازنشرِ بی‌ویرایش کامنت‌های آن یک کلاس درس نگارش فارسی ترتیب … ادامه

از ضجه زدن تا زجه زدن

بعضی کلمه‌ها در دوره‌هایی پراستفاده می‌شوند. مثلاً این روزها که هزار و هفتصد و پنجاه جور مصیبت و اندوه از زمین و آسمان و اخیراً دریا چنان بی‌وقفه بر سرمان می‌بارد که فرصت زاری کردن هم به آدم نمی‌دهند، دور و برمان پر می‌شود از ضجه و مویه. زمین‌لرزه و سیاست‌لرزه هم اگر امان بدهد، … ادامه