در باب مشغول‌الذمه با دنبه‌ی اضافه!

یاد روزگاری نه‌چندان دور به‌خیر که دست‌کم گاهی خلوت فکری و ذهنی هم داشتیم. الان دیگر ساعت چهار بامداد هم که چشم باز کنیم و کورمال موبایل‌مان را برداریم تا مثلاً ببینم ساعت چند است، انواع و اقسام تیرهای غیبِ خبر و تحلیل و مصیبت و جوک هم در همان بوق سگ بر مغزمان می‌نشیند … ادامه

بزدل یا جِگراور؟

رضا شکراللهی: می‌خواستم، به‌مناسبت، درباره‌ی برخی فعل «خودکشی» بنویسم که همکرد آن «کردن» است نه «شدن»، و به‌تازگی انگار صورتِ مجهول‌اندرمعلومِ آن‌ هم به زبان فارسی راه پیدا کرده؛ اما دیدم، در این گردوغبار سیاست، بهتر است دستمال نبندم به سر روزنامه‌ای که درد نمی‌کند! این‌گونه بود که منِ دورازفوتبال، دست‌به‌تخمه‌، نشستم به تماشای مناظره‌ی … ادامه

آموزشِ بی‌ویرایش در محضر یک عدد سلبریتی

رضا شکراللهی: از سال ۸۸ گاهی روایتی شخصی از دیگران را عیناً در سایت خوابگرد بازنشر می‌کردم بدون دست‌کاری و ویرایش، با عنوان کلی «داستانِ بی‌ویرایش». امروز به‌تصادف از اینستاگرام یک عدد سلبریتی (مجری معروف تلویزیونی با خدا تا فالوئر) سردرآوردم که دیدم می‌توان با بازنشرِ بی‌ویرایش کامنت‌های آن یک کلاس درس نگارش فارسی ترتیب … ادامه

از ضجه زدن تا زجه زدن

بعضی کلمه‌ها در دوره‌هایی پراستفاده می‌شوند. مثلاً این روزها که هزار و هفتصد و پنجاه جور مصیبت و اندوه از زمین و آسمان و اخیراً دریا چنان بی‌وقفه بر سرمان می‌بارد که فرصت زاری کردن هم به آدم نمی‌دهند، دور و برمان پر می‌شود از ضجه و مویه. زمین‌لرزه و سیاست‌لرزه هم اگر امان بدهد، … ادامه

تفاوت ضمیر «وی» با «او»

نازنین خلیلی‌پور: یکی از پرسش‌هایی که ممکن است ذهن فارسی‌زبانان را به خود مشغول کرده باشد، تفاوت میان ضمیر سوم‌شخص «وی» و «او»ست. اغلب تصور می‌شود که ضمیر «وی» صورت کهن‌تری باشد و به‌کاربردن آن رسمی‌تر؛ اما باید گفت هردو پیشینۀ کهنی دارند و یکی کهن‌تر از دیگری نیست. درحقیقت، اگر به زمان عقب‌تری، مثلاً … ادامه

در مؤسسه‌ی سفیر چراغی روشن است

نشست‌های ماهانه‌ی باشگاه کتابخوانی سفیر برای اهل ادبیات و ترجمه مؤسسه‌ی زبان سفیر یکی از مؤسسه‌های خوشنام است که شاید ندانید دپارتمان ترجمه‌ هم دارد و از آبان‌ماه امسال، جلسات «باشگاه کتابخوانی» را هم به‌عنوان بخشی از برنامه‌های آموزشی و فرهنگی این دپارتمان برگزار می‌کند. پیشنیه‌ی دپارتمان ترجمه‌ی مؤسسه‌ی سفیر برمی‌گردد به سال ۱۳۹۴ که … ادامه

مِهینِ توانگران و درویشان بی نان

بعید می‌دانم در دور و بر شما دست‌کم یک مهین‌خانم نباشد، ولی امروزه دوره‌ی پارمیداخانم‌هاست و دیگر کم پیش می‌آید، به‌خصوص در شهرهای بزرگ، که کسی اسم دخترش را بگذارد مهین. از اسم خاص بودنِ آن که بگذریم، مهین در ادبیات فارسی چندین معنا دارد. ابتدا این شعر عطار را از مصیبت‌نامه‌اش بخوانید که روزگار … ادامه

هر غلطی غلط مصطلح نیست

روا نیست هر وقت کسی غلطِ ما را در گفتار یا نوشتارمان می‌گیرد، بلافاصله بگوییم غلط مصطلح است. غلط مصطلح (یا غلط مشهور یا غلط عام*)، با همه‌ی غلط بودنش، آن‌قدرها هم بی‌حساب و کتاب نیست. مثلاً اگر من به جای «اصطکاک» بگویم یا بنویسم «اصطحکاک» و در جواب کسی که غلطم را گرفته، بگویم … ادامه

ساده نوشتن چه مشکل!

آن‌چه می‌نویسیم، صورت نوشتاری چیزی است که می‌گوییم، ولو در ذهن. زبان در عرصه‌ی گفتار است که حرکت و به‌اصطلاح زندگی می‌کند. در رابطه‌ی میان نوشتار و گفتار، تأثیرپذیری نوشتار از گفتار در املای کلمه‌ها فقط یک روی سکه است. همان رویی که با گسترش شبکه‌های مجازی انگار بیشتر به چشم می‌آید و ناله و … ادامه